نجوم به زبان ساده - قسمت شانزدهم- دایره منطقه البروج و مدارات عرضی کواکب
چون کل عالم رو بصورت یک کره فرض کردیم که زمین در مرکز اون قرار داره بنابراین حرکت کواکب هم باید بصورت کروی باشه که اسمش رو حرکت فلکی گذاشتیم. برای اینکه شناخت بیشتری از ویژگیهای حرکت فلکی پیدا کنیم بهتره که با مثال ساده ای به بررسی این حرکت بپردازیم.
فرض کنید که در کره عالم تنها یک حرکت فلکی وجود داره. قبلا گفتیم که حرکت فلکی باید حول یکی از قطرهای کره انجام بشه که اسم اون قطر رو محور حرکت گذاشتیم. دو نقطه انتهایی این محور، یعنی محل تقاطع محور حرکت با محیط کره عالم رو دو قطب حرکت می نامیم. حالا تصور کنید که کل کره عالم داره حول این محور می چرخه. معلومه که تمام نقاط روی کره در حال چرخش هستند به جز نقاطی که روی محور حرکت قرار دارند که دو قطب حرکت هم جزو همین نقاط محسوب میشن یعنی در تمام حرکتهای فلکی قطبین ثابت هستند و حرکتی ندارند. به همین دلیله که ستاره قطبی همیشه سر جای خودش قرار داره و حرکت نمی کنه و قدما از این ویژگی ستاره قطبی برای مسیر یابی و پیدا کردن جهت استفاده می کردند( البته ستاره قطبی حرکت ثانیه هم داره و به همین خاطر بعد از مدت زمانی طولانی دیگه سر جای اولش نیست ولی چون روی قطب شمال حرکت اولی قرار داره بنابراین نسبت به حرکت اولی ثابته و حرکت اولی نداره و حرکت ثانیه هم که خیلی کند و آهسته ست).

اما بقیه نقاط کره حرکت می کنند و حول محور حرکت کره می چرخند. پس تمام نقاطی هم که در محیط کره قرار دارند یعنی روی سطح کره هستند می چرخند البته به جز دو نقطه یعنی دو قطب حرکت. وقتی نقطه ای روی محیط کره شروع به چرخش میکنه از جای خودش حرکت میکنه و بعد از اینکه یک دور کامل حول محور حرکت کره چرخید دوباره سر جای اولش بر می گرده یعنی از حرکت اون نقطه، یک دایره به وجود میاد! چون بی نهایت نقطه روی محیط کره وجود داره پس بی نهایت دایره هم میتونه از حرکت اونها به وجود بیاد. اما از بین این بی نهایت دایره ای که به وجود میاد تنها یکی از اونها از همه بزرگتره که اسمش رو دایره عظیمه می گذاریم. بنابراین بقیه دایره ها که کوچکتر هستند رو دایره صغیره می نامیم.

اگر به دایره عظیمه قرمز رنگی که در شکل زیر کشیدیم نگاه کنید می بینید که این دایره عظیمه، محور حرکت کره رو در نقطه ه که مرکز کره هم هست قطع کرده و چون نقطه ه مرکز کره ست معلومه که فاصله نقطه ه تا دو قطب الف و ب مساویه یعنی قاصله الف تا ه برابر است با فاصله ه تا ب.
بنابراین تعریف بهتری از دایره عظیمه رو پیدا کردیم: دایره ایست که محور حرکت کره رو در مرکز کره قطع میکنه و فاصله ش تا دو قطب حرکت برابره یعنی دقیقا وسط دو قطب حرکت قرار گرفته.
بقیه دایره ها که دوایر صغیره هستند این ویژگیها رو ندارند یعنی نه از مرکز کره عبور می کنند و نه فاصله شون تا دو قطب حرکت برابره مثلا به یکی از قطبها نزدیکتر هستند و از قطب دیگه دورترند. ولی با این وجود همه دوایر صغیره با دایره عظیمه موازی هستند و محور حرکت کره رو هم قطع می کنند فقط محل تقاطعشون با محور حرکت کره، مرکز کره نیست.
چون تمام دایره ها چه عظیمه و چه صغیره، محور حرکت کره رو قطع می کنند بنابراین باید در محل تقاطعشون یک زاویه بوجود بیاد. اندازه این زاویه برای تمام دایره ها ۹۰ درجه ست یعنی تمام دایره هایی که از حرکت فلکی به وجود میان، محور حرکت کره رو با زاویه ۹۰ درجه قطع می کنند به عبارت دیگه بر محور حرکت کره عمود هستند.

اگر یادتون باشه در قسمت پانزدهم گفتیم که دایره معدل النهار در فلک نهم قرار داره که منطقه حرکت اولی کواکبه و بی نهایت دایره صغیره موازی با معدل النهار وجود داره که اسم اونها رو مدارات یومی گذاشتیم. بنابراین هم دایره معدل النهار و هم تمام مدارات یومی بر محور حرکت اولی عمود هستند. و چون دایره معدل النهار، دایره عظیمه ای هست که از حرکت اولی کواکب به وجود میاد پس فاصله ش تا دو قطب حرکت اولی مساویه.
اما کواکب حرکت دیگری هم داشتند که به اون حرکت ثانیه می گفتیم. منطقه ای که حرکت ثانیه کواکب در اون انجام میشه در فلک هشتم قرار داره. برای حرکت ثانیه کواکب هم دایره عظیمه ای رو در فلک هشتم در نظر گرفتیم که اسم اون رو دایره منطقه البروج گذاشتیم. چون حرکت ثانیه کواکب در واقع یک حرکت فلکیه بنابراین هم محور حرکت داره و هم دو قطب داره.
گفتیم که دایره منطقه البروج به اندازه ۲۳ درجه و ۲۵ دقیقه از دایره معدل النهار انحراف داره یعنی کجه. از طرفی گفتیم که تمام دوایری که از یک حرکت فلکی به وجود میان بر محور اون حرکت عمودند. یعنی هم دایره معدل النهار بر محور حرکت اولی عموده و هم دایره منطقه البروج بر محور حرکت ثانیه عموده. خب پس نتیجه می گیریم که چون بین معدل النهار و منطقه البروج زاویه ۲۳ درجه و ۲۵ دقیقه ای وجود داره در نتیجه بین محور حرکت اولی و محور حرکت ثانیه هم همین زاویه وجود داره. بنابراین قطب شمال حرکت اولی هم از قطب شمال حرکت ثانیه به اندازه ۲۳ درجه و ۲۵ دقیقه فاصله داره و قطبین جنوبی شون هم همین فاصله رو از همدیگه دارند(ببخشید که شکل زیر کمی کج و معوجه، اگر بتونید شکل بهتری بکشید و به آدرس ali28@sabamail.com ارسال کنید ممنون میشم).

حالا که حرکت ثانیه کواکب رو حرکت فلکی در نظر گرفتیم و برای اون محور حرکت و قطب حرکت پیدا کردیم پس می تونیم بگیم که بخاطر حرکت ثانیه کواکب، تمام نقاط روی محیط کره عالم حول محور حرکت ثانیه می چرخند و از حرکت اونها بی نهایت دایره به وجود میاد که همه اونها بر محور حرکت ثانیه عمود هستند. از بین این بی نهایت دایره، یکیشون که از مرکز کره عبور کرده و فاصله ش تا دو قطب حرکت ثانیه برابره، دایره عظیمه ست که اسم این دایره عظیمه رو دایره منطقه البروج گذاشتیم!
خوب معلومه که بقیه دوایر که دایره صغیره هستند موازی با دایره منطقه البروجند و بنابراین هر کوکبی برای انجام حرکت ثانیه مجبوره یا روی دایره عظیمه منطقه البروج حرکت کنه و یا روی یکی از این دایره های صغیره(دقت کنید که اینجا منظور از حرکت کواکب، حرکت اولی نیست بلکه منظور حرکت ثانیه ست).
یعنی این دایره های صغیره مداراتی هستند که حرکت ثانیه کواکب روی اونها انجام میشه. پس داریم:
مدارات عرضی: دایره های صغیره ای موازی با منطقه البروج هستند که حرکت ثانیه کواکب روی اونها انجام میشه.
مدارات موازی با دایره معدل النهار رو مدارات یومی نامیدیم و حالا مدارات موازی با دایره منطقه البروج رو مدارات عرضی می نامیم و واضحه که چون معدل النهار با منطقه البروج زاویه داره بنابراین مدارات یومی و مدارات عرضی هم با همدیگه زاویه دارند یعنی اگر مدارات یومی و مدارات عرضی همدیگه رو قطع بکنند بین اونها زاویه ای به اندازه ۲۳ درجه و ۲۵ دقیقه به وجود میاد.

خورشید تنها سیاره ای هست که همواره روی منطقه البروج حرکت میکنه و هیچوقت از منطقه البروج خارج نمیشه بنابراین حرکت ثانیه خورشید همیشه روی خود منطقه البروج صورت می گیره و خورشید هیچوقت روی مدارات عرضی حرکت نمیکنه. اما بقیه سیارات اینطور نیستند یعنی گاهی روی مدارات عرضی بالای منطقه البروج حرکت می کنند و گاهی روی خود دایره منطقه البروج هستند و گاهی هم روی مدارات عرضی پایین تر از دایره منطقه البروج حرکت می کنند(باز هم میگیم که منظور از حرکت در اینجا حرکت ثانیه ست نه حرکت اولی).
بیایید حرکت ثانیه یکی از سیارات مثلا قمر رو دنبال کنیم. امروز یعنی ۱۸ آذر سال ۱۳۹۲ قمر در صورت فلکی دلو و بالاتر از منطقه البروج قرار گرفته یعنی داره روی یکی از مدارات عرضی بالاتر از منطقه البروج، حرکت ثانیه خودش رو انجام میده.
قمر در روزهای بعدی همینطور به حرکت ثانیه خودش ادامه میده و مدارات عرضی رو یکی یکی پایین میاد تا اینکه در روز ۲۲ آذر ماه در درجه ۶ از برج فلکی ثور روی دایره منطقه البروج قرار می گیره. در واقع می تونید مدارات عرضی رو بصورت پله هایی تصور کنید که قمر یا سایر سیارات یکی یکی از این پله ها بالا میرن و وقتی به آخرین پله در مسیر حرکتشون رسیدند دوباره از این پله ها یکی یکی پایین میان. اما آخرین پله کجاست؟ مشخصه که آخرین پله، در نزدیکترین فاصله از قطب منطقه البروج قرار داره یعنی مثلا قمر اگر همینطور به بالا رفتن از این مدارات عرضی ادامه میداد در نهایت به قطب شمال منطقه البروج می رسید پس این پله ها یا همون مدارات عرضی تا قطب های منطقه البروج ادامه دارند ولی سیارات در حرکت ثانیه خودشون، تا آخرین پله یعنی تا نزدیکترین فاصله از قطب منطقه البروج پیش نمیرن و وسط راه بر میگردن. چرا بر میگردن و تا انتها نمیرن؟ چونکه فلک حرکتی اونها تا قطبهای منطقه البروج امتداد نداره. یعنی سیارات در نهایت تا جایی می تونن از منطقه البروج دور بشن که فلک اونها بهشون اجازه بده و نمی تونن از فلک خودشون خارج بشن.
انشاالله در دروس بعدی یاد خواهیم گرفت که به مقدار فاصله و دوری کواکب از منطقه البروج، عرض کوکب گفته میشه. یعنی مثلا اگر قمر ۲ درجه از دایره بروج دور شده باشه عرض قمر در اون لحظه ۲ درجه ست.
فعلا بر گردیم سراغ قمر ببینیم داره کجا میره؟ گفتیم که قمر در ۲۲ آذر ماه و در درجه ششم از برج فلکی ثور به منطقه البروج میرسه. چون قمر قبل از اون داشت بالای دایره بروج حرکت می کرد و حالا به دایره بروج رسیده و داره به حرکتش به سمت پایین یعنی به سمت جنوب منطقه البروج ادامه میده پس حرکتش به سوی جنوبه. به نقطه ای از دایره بروج که قمر در حرکتش به سمت جنوب، اون رو قطع میکنه، گره ذنب گفته میشه که نحسه. یعنی روز ۲۲ آذرماه قمر وارد گره ذنب خودش میشه و دچار نحوست میشه به عبارت ساده تر قمر نحس میشه.
قمر در روزهای بعدی به حرکتش به سمت جنوب ادامه میده و یکی یکی از مدارات عرضی یا همون پله های فرضی خودمون پایین میره تا اینکه به انتهای فلک خودش برسه. وقتی قمر به این فاصله رسید به ناچار روی یکی از مدارات عرضی قرار داره که این مدار برای قمر در حکم آخرین پله ست که قمر باید بعد از رسیدن به این پله دوباره برگرده و این بار بر عکس جهت قبلی خودش حرکت بکنه.
نکته: نهایت عرض کواکب، متغیر است یعنی مثلا قمر گاهی میتونه تا ۵ درجه از دایره بروج دور بشه و گاهی هم بیشتر یا کمتر(عدد ۵ فقط برای مثال گفته شده و واقعی نیست). یعنی اون مدار عرضی که برای قمر یا سایر سیارات حکم آخرین پله رو داشت همیشه یکی نیست به عبارت دیگه مثلا برای قمر گاهی مدار عرضی ۴ درجه آخرین پله محسوب میشه و گاهی مدار عرضی ۵ درجه یا حتی مدارات عرضی دیگر.
وقتی قمر دوباره به طرف دایره بروج بر میگرده در واقع داره به سمت شمال حرکت میکنه. در روز ۷ دی ماه قمر دوباره روی منطقه البروج قرار میگیره یعنی دایره بروج رو در درجه ۶ از برج فلکی عقرب قطع میکنه. به نقطه ای از منطقه البروج که قمر در حرکتش به سمت شمال، اون رو قطع میکنه گره راس گفته میشه که سعده. یعنی قمر در روز ۷ دی ماه وارد گره راس میشه و دچار سعادت میشه.
توضیحاتی که درباره راس و ذنب دادیم جزو درس ما نیست و به احکام نجومی مربوط میشه و یاد گرفتنش فعلا لازم نیست ولی بخاطر اینکه هم زنگ تفریحی باشه و هم تعدادی از مراجعه کنندگان به وبلاگ از وبلاگ نجوم احکامی به اینجا مراجعه می کنند و برای یادگیری احکام نجوم به این مطالب نیاز دارند بنابراین جهت استفاده این عده از عزیزان، این مطالب رو بصورت مختصر بیان کردیم تا انشاالله مورد استفاده دوستان قرار بگیره و ما رو هم به امید خدا دعا کنند.
موفق باشید